رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 17

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

اصلاح اين تاريخ فرمود كه چون تا غايت وقت در هيچ تاريخى ، تاريخى كه مشتمل باشد بر احوال و حكايات عموم اهل اقاليم عالم و طبقات اصناف بنى آدم نساخته‌اند ، و در اين ديار هيچ كتاب در باب اخبار ساير بلاد و امصار موجود نبوده ، و از پادشاهان متقدّم كسى تفحّص و تتّبع آن ننموده ، در اين ايّام كه به حمد اللّه و منّه اطراف و اكناف ربع مسكون در تحت فرمان اورغ چنگگيز خان است ، و حكما و منجّمان و ارباب دانش و اصحاب تواريخ اهل اديان و ملل ، از اهالى ختاى و ماچين و هند و كشمير و تبت و اويغور و ديگر اقوام اتراك و اعراب و افرنج در بندگى حضرت آسمان شكوه گروه گروه مجتمع‌اند ، و هريك را از تواريخ و حكايات و معتقدات طايفهء خويش نسخه‌اى هست ، و بر بعضى از آن واقف و مطّلع ، راى جهان آراى چنان اقتضا كرد كه از مفصّل آن تواريخ و حكايات مجملى كه از روى معنى مكمّل باشد به نام همايون ما بپردازند . . . تا مجموع آن كتابى عديم المثل باشد جامع جميع انواع تواريخ . . . تا موجب دوام نام و ناموس گردد . » « 1 » از اين اشارت آشكارا پيداست كه رشيد الدّين فضل اللّه در آراستن كتابى كه دربرگيرندهء « تواريخ . . . اهل اديان و ملل از اهالى ختاى و ماچين و هند و كشمير و . . . اتراك و اعراب و افرنج » باشد ، دلبسته و وابسته به « ارباب دانش و اصحاب تواريخ » بوده است . و از اين روى خود در همين مقدّمه آورده است : « پس وظيفهء موّرخ آن باشد كه حكايات و اخبار هر قوم و هر طايفه به موجبى كه ايشان در كتب خويش آورده باشند و به زبان روايت و تقرير كنند ، از كتب مشهور متداول ميان آن قوم و از قول مشاهير معتبران ايشان نقل مىكند ، و مىنويسد : و العهدة على الرّواى . » « 2 » و بر نكته‌اى بنيادى تكيه مىكند : « پس بالضّروره هر آنچه نزد هر طايفه‌اى متواتر و منقول باشد معتبر بايد

--> ( 1 ) جامع التّواريخ ، صص 8 - 9 . ( 2 ) همانجا ، ص 11 .